آسونه (چوب انجیر چه خوشه3)

پسرک ته مکپه فرار کنه که بارزنگی اور مگیره بارزنگی پسرکر خد زنجیر مبنده و از درخت دلنگو مکنه بعد یه چویه از درخت انجیر مشکنه و بنا مکنه و زده پسرک هم بنا مکنه و بیت خونده : “چوب انجیر چه خوشه *بالای زنجیر چه خوشه” یه مشته که اور مزنه مبینه ای خو […]

خاطرات قدیمی (2) خیار تخمی

📝 خاطرات شما از سلطانی 📝 ✏✏✏✏✏ او زمانا که مه سلطونی بودو یاد منه که معمولا بیشتر مردم روستا تو بندا خو خیار میکشتن و یه داهول میگذاشتن که حیوونا خیارا یونار نخورن امااااااااااا 😬 یکه از اهالی روستا که خیله زرنگ بو یه بند دشت که هر وقت خیار میکشت….( به به دهن […]

آسونه (چوب انجیر چه خوشه2)

📙 آسونه های قدیمی 📙 ✏️ چوب انجیر چه خوشه ✏️ فصل اول یه باره بو یه باره…یه زن و مرده بودن که از مال و حال چیزه کم ندشتن اونا سه تا پسر رشید دشتن وله همیشه از خدا می خواستن اونار دختره بده.یه روزه که مرده تو جنگل بر خاشه رفته بو صدا […]

خاطرات قدیمی (1)

📝 خاطرات قدیمی هم ولایتی ها 📝 ✏️ پرویز آهنی خیلی سال پیش گله گوسفندی داشتیم . زمستون بود. برف و بارون زیادی هم باریده بود. زیربندسرخه پلاس زده بودیم که شبهای سرد زمستون سرپناهی برای گله بود. علی آهنی (مصطفی) هم همون نزدیکی پلاس داشت یه روزصبح وقتی گوسفندا رو از پلاس خارج کردیم […]

آسونه (چوب انجیر چه خوشه1)

📙 آسونه های قدیمی 📙 ✏️ چوب انجیر چه خوشه ✏️ یه باره بو یه باره…یه زن و مرده بودن که از مال و حال چیزه کم ندشتن اونا سه تا پسر رشید دشتن وله همیشه از خدا می خواستن اونار دختره بده.یه روزه که مرده تو جنگل بر خاشه رفته بو صدا وقه یه […]

جدول ( لهجه روستا و بدون لهجه)

افقی⏪ 1- ✅◀️دویار هم قد * نوعی بیماری پوستی * پروردگار * تاب و توان 2- ✅◀️ نوعی بیماری تنفسی ویروسی * حرف همراهی<<با>> در گویش سلطانی * سبزی سالادی 3- ✅◀️ بخشش * لمس * آشکار شده 4- ✅◀️ ماه پرتابی! * یکدست * نام کوچک <<همینگوی>> نویسنده <<جنگ و صلح>> 5 – ✅◀️ […]